
بهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای
من استراتژی کوتاه انقضای خود را بر روی Capital Core از یک هفته عالی، یک راهاندازی پر زرق و برق You Tube یا برخی رشتههای «نشانگر مخفی» ایجاد نکردم.
من آن را با انجام همان اشتباهاتی ساختم که اکثر معاملهگران در اولین لمس گزینههای باینری ۱ دقیقهای و ۵ دقیقهای مرتکب میشوند. خیلی زود وارد شدم. من معاملات را مجبور کردم زیرا شمع ها هیجان انگیز به نظر می رسیدند. تکانه را با نویز اشتباه گرفتم. اجازه دادم چند برد کوچک مرا متقاعد کنند که متوجه شده ام، و سپس تماشا کردم که بازار این اعتماد را در یک جلسه کثیف باز پس گرفت.
به همین دلیل خواستم این را درست بنویسم.
اکثر مقالات رتبه بندی شده برای این موضوع یا تجارت کوتاه مدت را بیش از حد ساده می کنند یا همان توصیه های بازیافتی را تکرار می کنند: از دو شاخص استفاده کنید، منتظر یک متقاطع باشید، روی Call یا Put کلیک کنید و به نوعی انتظار ثبات را داشته باشید. برای من در Capital Core اینطور کار نکرد. مزیت واقعی خیلی دیرتر به وجود آمد، بعد از اینکه من به دنبال یک شاخص "بهترین" نشدم و شروع کردم به تمرکز بر آنچه که معاملات با انقضای کوتاه واقعاً نیاز دارد: ساختار تمیز، زمان بندی دقیق و نظم و انضباط برای رد کردن تنظیمات بسیار بیشتر از آنچه که انجام می دهم.
اگر میخواهید این را به روشی که من انجام دادم آزمایش کنید، هوشمندانهترین حرکت این است که کارهای کوچک را شروع کنید و جلسات اول خود را مانند جمعآوری دادهها، نه تولید درآمد، رفتار کنید. اگر آماده انجام این کار هستید، می توانید در اینجا یک حساب Capital Core باز کنیدو با کوچکترین اندازه عملی شروع کنید، بنابراین هفته اول شما در مورد یادگیری اجراست، نه دنبال کردن نتایج.
حقیقت این است که منبهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ایتا زمانی که آن را به دو سیستم جداگانه تقسیم نکردم مفید نبود:
- یکی برایمعاملات 1 دقیقه ای ادامه دارد
- یکی برایمعاملات رد 5 دقیقه ای
آن جدایی همه چیز را برای من تغییر داد.
به جای اینکه بخواهم منطق یکسانی را به هر دو انقضا تحمیل کنم، شروع کردم به احترام به آنچه که هر یک واقعاً نیاز دارد. تجارت 1 دقیقه ای نیاز به پیگیری فوری دارد. تجارت 5 دقیقه ای به فضایی برای نفس کشیدن نیاز دارد. به محض اینکه متوجه شدم، ورودیهای من پاکتر شدند، زیانهایم پذیرفتن آسانتر شد و جلسات من دیگر مانند چرخش سکههای تصادفی نبود.
چرا اکثر مقالات استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه مشکل واقعی را از دست می دهند؟
وقتی برای اولین بار بهترین استراتژی گزینه های باینری Capital Core را جستجو کردم، تقریباً بلافاصله متوجه چیزی شدم.
بسیاری از محتواها در مورد «گزینههای باینری» به روشی کلی صحبت میکنند، اما تعداد بسیار کمی از آنها به نظر میرسد که توسط شخصی نوشته شده است که در واقع زمانی را صرف تلاش برای ایجاد انقضای کوتاه بر روی کارگزاری مانند Capital Core کرده است. این مهم است زیرا روشی که شما به معاملات 1 دقیقهای و 5 دقیقهای روی یک حساب کوچک نزدیک میشوید، کاملاً متفاوت از نحوه صحبت مردم در مورد آنها در تئوری است.
چیزی که من مدام می دیدم همین الگو بود:
- تاکید بیش از حد بر شاخص ها
- تقریبا هیچ تاکیدی رویچه زمانی نباید معامله کرد
- بحث خیلی کم در موردزمان بندی نسبت به انقضا
- تقریباً هیچ صحبت واقع بینانه ای در مورد از دست دادن رگه ها وجود ندارد
- هیچ توجه جدی به تفاوت بین1 دقیقهو5 دقیقهرفتار
این شکاف محتوایی است که میخواستم در اینجا ببندم.
بهترین استراتژی های کوتاه مدت بر اساس یافتن سیگنال های بیشتر ساخته نمی شوند. آنها بر اساس رد شرایط ضعیف ساخته شده اند. این درسی بود که باید به سختی یاد می گرفتم.
وقتی برای اولین بار در Capital Core شروع به کار کردم، فکر میکردم تایم فریمهای کمتر به معنای فرصتهای بیشتر است. از نظر فنی، این درست بود. در عمل خطرناک بود. شمع بیشتر به معنای وسوسه بیشتر بود. وسوسه بیشتر به معنای کلیک بیشتر بود. کلیکهای بیشتر به معنای معاملات با کیفیت low بیشتر بود. و در گزینه های باینری، به خصوص در انقضای کوتاه مدت، یک یا دو تصمیم با کیفیت low می تواند صبر زیادی را از بین ببرد.
بنابراین به جای اینکه بپرسید "چگونه ورودی های بیشتری دریافت کنم؟"
شروع به پرسیدن کردم، "چه شرایطی باعث می شود که یک معامله کوتاه مدت ارزش خرید داشته باشد؟"
پیشرفت واقعی من از آنجا شروع شد.
چارچوب اصلی پشت بهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه من برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای
بزرگترین پیشرفت در تجارت من زمانی رخ داد که معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای را مانند تنظیمات یکسان با تایمرهای مختلف متوقف کردم.
آنها یک تجارت نیستند.
این اشتباه cost من پول بیشتری از هر شاخص بدی که تا به حال انجام داده است.
این چارچوبی است که اکنون استفاده می کنم:
| نوع تجارت | برای چه از آن استفاده می کنم | بهترین شرایط بازار | چیزی که من از آن اجتناب می کنم |
| انقضای 1 دقیقه | تداوم حرکت | ریز روند تمیز با کشش کم عمق | محدوده های متلاطم، فتیله های بلند، ورودی های دیرهنگام |
| انقضای 5 دقیقه ای | تایید رد یا عقب نشینی | واکنش حمایت/مقاومت واضح یا عقب نشینی روند | اوج اخبار، شکست های خسته، واژگونی های وحشت |
همین تمایز ساده جلسات من را بسیار منطقی تر کرد.
من دیگر از انقضای 1 دقیقه ای استفاده نمی کنم زیرا بی تاب هستم. من فقط زمانی از آن استفاده میکنم که بازار در حال حرکت تمیز است و میتوانم پیگیری فوری را ببینم. من دیگر از انقضای 5 دقیقه ای استفاده نمی کنم زیرا یک معامله 1 دقیقه ای را "از دست داده ام". من زمانی از آن استفاده می کنم که قیمت در سطحی واکنش نشان می دهد که واقعاً مهم است.
این تمام فلسفه پشت من استبهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای.
در مورد پیچیدگی نیست.
این در مورد تطبیق منطق ورودی صحیح با انقضای صحیح است.

تنظیم نمودار اصلی سرمایه من: به اندازه کافی ساده برای صادق ماندن
نمودارم را به هم ریخته بودم.
میانگینهای متحرک، MACD، باندهای بولینگر، تنظیمات تصادفی، ترفندهای RSI مختلف و چند ترکیب را آزمایش کردم که در اسکرینشاتها شگفتانگیز و در جلسات زنده وحشتناک به نظر میرسند. هر بار که ابزار تأیید بیشتری اضافه میکردم، احساس «اطمینان» بیشتری داشتم، اما ورودیهای واقعی من بدتر میشدند.
در نهایت همه چیز را از بین بردم.
این تنظیماتی است که من هنوز ترجیح می دهم:
- نمودار شمعدانی
- 20 EMA
- 50 EMA
- RSI (14)
- سطوح حمایت و مقاومت افقی
- اول اکشن قیمت پاک، در مرحله دوم اندیکاتورها
همین است.
دلیل اینکه من آن را ساده نگه می دارم این است که معاملات کوتاه مدت مربوط به پیش بینی 20 کندل بعدی نیست. این در مورد پرسیدن یک سوال وحشیانه است:
آیا قیمت قبل از انقضا شانسی واقعی برای بسته شدن بالاتر یا پایین تر از ورودی من دارد؟
این سوال نحوه خواندن نمودار را تغییر داد.
من از وسواس در مورد اینکه آیا یک شاخص " صعودی" است، دست کشیدم. شروع کردم به تماشای اینکه آیا قیمت ساختار و فضای کافی برای حرکت در زمان دارد یا خیر.
این ظریف به نظر می رسد، اما طرز تفکر کاملاً متفاوت است.
راهاندازی ۱ دقیقهای که من در واقع روی Capital Core استفاده میکنم
این جنبه تهاجمی استراتژی من است، اما فقط زمانی کار می کند که سختگیر باشم.
اگر قوانین را حتی کمی شل کنم، معامله 1 دقیقه ای خیلی سریع به سر و صدا تبدیل می شود.
راه اندازی 1 دقیقه ای من ساخته شده استفقط ادامه.
من از انقضای 1 دقیقه ای برای برگشت های تصادفی استفاده نمی کنم. من از آن در یک محدوده استفاده نمی کنم مگر اینکه ساختار به طور غیرعادی واضح باشد. من فقط به این دلیل که شمع قوی به نظر می رسد از آن استفاده نمی کنم. من فقط زمانی از آن استفاده میکنم که قیمت از قبل روندی داشته باشد، به روشی کنترلشده به عقب برگردد و سپس تأیید کند که میخواهد ادامه دهد.
تنظیم تماس 1 دقیقه ای من
برای تماس، می خواهم ببینم:
- معاملات قیمت بالاتر از 20 EMA و 50 EMA
- یک روند صعودی کوتاه مدت تمیز در حال حاضر وجود دارد
- عقب نشینی کم عمق به سمت EMA 20
- عقب نشینی انجام می دهدنهجدیدترین نوسان کوچک low را بشکنید
- شمع صعودی بعدی با قدرت واقعی بدن بسته می شود
- RSI بالای 50 می ماند و به طرز مسخره ای کشیده نمی شود
سپس وارد الف می شومتماس 1 دقیقه ایدر شروع شمع بعدی
تنظیم 1 دقیقه ای من
برای یک Put، همان منطق برگردانده شده است:
- قیمت زیر 20 EMA و 50 EMA
- روند نزولی کوتاه مدت را پاک کنید
- اصلاحی کوچک به سمت میانگین متحرک نمایی 20
- عقب نشینی انجام می دهدنهنوسان اخیر را بشکنید
- شمع ادامه نزولی با اطمینان بسته می شود
- RSI زیر 50 می ماند بدون اینکه از قبل خسته شده باشد
سپس وارد الف می شوم1 دقیقه قرار دهیددر باز شدن شمع بعدی
اشتباهی که مدام برایم هزینه داشت
اوایل وارد می شدمدر طولعقب نشینی
این یکی از احمقانه ترین عادت هایی بود که داشتم.
من یک روند قوی را مشاهده میکنم، فرض میکنم که اصلاح به اندازه کافی بود، و قبل از اینکه شمع ادامه عملاً خودش را ثابت کند، وارد آن میشوم. در انقضای 1 دقیقه ای، این خطرناک است زیرا درست بودن جهت کافی نیست. اگر عقب نشینی برای 20 یا 30 ثانیه دیگر باقی بماند، حتی اگر قیمت در نهایت به سمت شما حرکت کند، معامله شما همچنان می تواند ضرر کند.
این درس بود:
در معاملات 1 دقیقه ای، زمان بندی تقریباً به اندازه جهت اهمیت دارد.
زمانی که خودم را مجبور کردم منتظر بمانم تا شمع ادامه در واقع بسته شود، شروع به اجتناب از بسیاری از معاملات آزاردهنده "من درست گفتم اما هنوز باختم" را گرفتم.
یک مثال واقعی از جلسات خودم
تنظیم تماس ۱ دقیقهای تمیز برای من به این شکل است:
قیمت روند بالاتری دارد EMA 20 بالاتر از EMA 50 است. یک شمع قوی صعودی به بالا فشار می آورد. سپس یک شمع قرمز کوچک به ناحیه 20 EMA باز می گردد، اما ساختار را نمی شکند. شمع بعدی باز می شود، کمی فرو می رود، سپس خریداران وارد می شوند و با بدنه ای جامد سبز بسته می شود.
آنجاست که من عمل می کنم.
نه به این دلیل که تضمین شده است.
زیرا بهترین شانس را برای ادامه فوری در 60 ثانیه آینده به من می دهد.
این تنها منطقی است که برای باینری های 1 دقیقه ای منطقی است.
تنظیم 5 دقیقه ای که من را سازگارتر کرد
اگر مجبور بودم فقط یک قسمت از این استراتژی را حفظ کنم، نسخه 5 دقیقه ای را حفظ می کردم.
آرامتر، پاکتر، و بسیار بخشندهتر است.
سمت 5 دقیقه ای منبهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ایاطراف ساخته شده استرد و تایید، نه فوریت من برای انجام همه کارها به شمع بعدی نیاز ندارم. من فقط به قیمت نیاز دارم تا نشان دهم که از یک سطح واقعی دفاع می شود.
همین تفاوت کوچک باعث شد که معاملات من بسیار پایدارتر شود.
تنظیم تماس 5 دقیقه ای من
برای تماس، من می خواهم:
- بازگشت قیمت به منطقه حمایتی که قبلاً اهمیت داشته است
- یک فتیله پایین تر یا شمع رد که نشان می دهد خریداران در حال دفاع از منطقه هستند
- برخی نشان می دهند که سطح به طور تمیز شکسته نمی شود
- RSI نزدیک یک منطقه پایین تر و چرخش به سمت بالا
- هیچ حرکت بزرگ یا وحشتناکی که تنظیم را مخدوش کند
سپس وارد الف می شومتماس 5 دقیقه ایپس از مشخص شدن رد
تنظیم 5 دقیقه ای من
برای قرار دادن، من می خواهم:
- فشار قیمت به منطقه مقاومتی که قبلاً رعایت شده است
- فتیله بالایی یا شکست شکست خورده
- توقف یا رد در سطح
- RSI به اندازه ای بالاست که کشش را نشان دهد، اما نه در یک شکست وحشی
- هیچ شمع انفجاری وجود ندارد که نشان دهد قدرت من خیلی زود کم شده است
سپس وارد الف می شومقرار دادن 5 دقیقه ایپس از تایید رد
چرا من دیگر لمس اول را نمی کنم
این یک درس دردناک دیگر بود.
من قبلاً فرض میکردم که اگر یک سطح حمایت یا مقاومت یک بار مهم باشد، اولین تماس مجدد به آن به طور خودکار قابل معامله است. گاهی اوقات این کار می کند. گاهی اوقات دقیقاً جایی است که سطح می شکند.
اکنون ترجیح می دهم منتظر بمانم تا بازار به من نشان دهد که سطح هنوز در حال دفاع است.
این معمولاً به این معنی است:
- رد فتیله
- فشار ناموفق از طریق سطح
- شمعی که در داخل منطقه بسته می شود
- کمی تردید از طرفی که سعی در شکستن آن داشت
این تایید اضافی به من کمک کرد تا از بسیاری از معاملات امید با کیفیت low اجتناب کنم.
فیلتری که بیش از هر شاخصی مرا نجات داد
اگر بخواهم قانون واحدی را نام ببرم که معاملات کوتاه مدت من را بیشتر بهبود بخشید، این خواهد بود:
من معامله شمع های نامرتب را متوقف کردم.
من آن را من می ناممفیلتر فیتیله ای.
اگر چند شمع آخر نامشخص به نظر می رسند، دور می شوم.
یعنی:
- فتیله های بلند بالا و پایین
- جثه های کوچک
- شمع های قرمز/سبز متناوب بدون هیچ تعقیبی
- شکستگی های تقلبی مکرر در بالا و پایین همان منطقه
- نموداری که به جای جهت دار بودن، احساس نویز دارد
من قبلاً آن را نادیده می گرفتم زیرا فکر می کردم یک سیگنال نشانگر قوی می تواند عملکرد زشت قیمت را جبران کند.
به ندرت انجام می داد.
در Capital Core، به خصوص با باینریهای 1 دقیقهای و 5 دقیقهای، شمعهای آشفته معمولاً یک چیز دارند: بازار از شما میخواهد که حدس بزنید. و حدس زدن یک استراتژی نیست.
این فیلتر به تنهایی احتمالاً بیش از هر قانون ورود پولی را برای من ذخیره کرده است.

قوانین ریسک من در هسته سرمایه (این جایی است که اکثر معامله گران در واقع برنده یا شکست می خورند)
بسیاری از مردم تنظیمات ورودی را می خواهند، اما حقیقت این است که ورودی ها به تنهایی چیزی نیستند که من را سازگارتر می کند.
نتایج من زمانی بهبود یافت که اجازه ندادم یک سکانس بد به پنج تصمیم بد تبدیل شود.
اینها قوانینی هستند که اکنون استفاده می کنم:
| قانون | استاندارد من |
| ریسک در هر معامله | 1% تا 2% حساب |
| حداکثر تلفات متوالی | 3 |
| حداکثر معاملات 1 دقیقه ای در هر جلسه | 5 تا 8 |
| حداکثر معاملات 5 دقیقه ای در هر جلسه | 3 تا 5 |
| مارتینگل | هرگز |
| معامله انتقامی | هرگز |
| تنظیم مجدد پس از باخت | مکث اجباری |
| تجارت پس از جهش عمده | پرش کنید |
این قوانین خسته کننده هستند. دقیقا به همین دلیل کار می کنند.
چرا من از Martingale در Capital Core خودداری می کنم
این یکی از بزرگترین تله ها در گزینه های باینری است.
انقضای کوتاه به طور طبیعی رگه هایی ایجاد می کند. حتی یک راهاندازی خوب میتواند دو یا سه بار متوالی زمانی که بازار به هم ریخته است، زمانی که زمانبندی شما کمی خاموش است، یا زمانی که یک سطح به طور غیرمنتظرهای شکسته میشود، ضرر کند.
این بدان معنا نیست که استراتژی شما شکسته شده است.
این بدان معناست که بازارهای کوتاه مدت نوسان دارند.
Martingale یک دنباله باخت عادی را به یک مشکل بسیار بزرگتر تبدیل می کند.
من می دانم که وسوسه انگیز است زیرا ساختار پرداخت باعث می شود مردم فکر کنند، "برای بازیابی فقط به یک برد نیاز دارم." اما در معاملات واقعی، به خصوص زمانی که با انقضاهای کوتاه سر و کار دارید، این طرز فکر درست زمانی که قضاوت شما ضعیفترین است، فشار، اندازه موقعیتهای بزرگتر و تصمیمگیری احساسی ایجاد میکند.
اگر تصمیم دارید این استراتژی را به صورت زنده معامله کنید، این کار را به روشی منظم انجام دهید: تراز کوچک، اندازه معامله ثابت، و قبل از اینکه حتی به مقیاس گذاری فکر کنید، یک تست برداشت انجام دهید. اگر این طرز فکر شماست، می توانید با یک حساب کوچک Capital Core در اینجا شروع کنیدو از همان ساختار 1 دقیقه ای در مقابل 5 دقیقه ای که در بالا توضیح دادم استفاده کنید.
شرایط "بدون تجارت" که یاد گرفتم به آنها احترام بگذارم
این بخش مهمتر از آن چیزی است که اکثر مقالات استراتژی اذعان دارند.
برخی از بهترین جلسات من از معاملاتی بود که انجام دادمنهگرفتن
شرایط خاصی وجود دارد که اکنون می دانم که لبه من به شدت کاهش می یابد، مهم نیست که نمودار در نگاه اول چقدر خوب به نظر می رسد.
من معامله نمی کنم زمانی که:
- یک شمع بزرگ در حال حاضر روشن شده است و من دیر به آن رسیده ام
- قیمت بین دو سطح مجاور و بدون فضای گیر کرده است
- نمودار بد و غیر قطعی است
- من احساس میکنم که میخواهم فقدان اخیر را به سرعت جبران کنم
- من قبلاً در آن جلسه دو معامله مرزی انجام داده ام
- من خسته، حواس پرت هستم یا خیلی سریع کلیک می کنم
این مورد آخر بیشتر از آنچه مردم اعتراف می کنند اهمیت دارد.
معاملات کوتاه مدت بی صبری را به طرز وحشیانه ای مجازات می کند. اگر احساس کنم که از نظر ذهنی سرعت میگیرم، میدانم که از قبل در خطر هستم. ممکن است هنوز تنظیمات را «ببینم»، اما معمولاً بدتر از آنچه فکر میکنم هستند.
یکی از بهترین الگوهایی که در یادداشت های خودم متوجه شدم این بود:
جلسات سودآور من خسته کننده بود.
جلسات بد من هیجان انگیز بود.
این جمله به تنهایی توضیح می دهد که چرا معامله گران با باینری های 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای دست و پنجه نرم می کنند.
چک لیست قبل از معامله واقعی من قبل از اینکه روی Call یا Put کلیک کنم
با گذشت زمان، تصمیم گیری خود را به یک چک لیست سریع داخلی تقلیل دادم. وقتی تایمر کوتاه است، ده لایه تحلیل نمیخواهم. من یک ساختار ساده می خواهم که صداقت را مجبور کند.
قبل از یک معامله 1 دقیقه ای، می پرسم:
- آیا یک روند خرد واضح وجود دارد؟
- آیا عقب نشینی کم عمق باقی ماند؟
- آیا شمع ادامه در واقع تایید کرد؟
- آیا قبل از سطح آشکار بعدی جایی وجود دارد؟
- آیا شمع ها به اندازه کافی تمیز هستند؟
- آیا من به موقع وارد می شوم، تعقیب نمی کنم؟
اگر یکی از آن پاسخها «نه» باشد، معمولاً از آن میگذرم.
قبل از یک معامله 5 دقیقه ای، می پرسم:
- آیا قیمت در سطحی است که از قبل مهم است؟
- آیا رد واقعا چاپ شد؟
- آیا من یک منطقه دفاع شده معامله می کنم، نه فضای تصادفی وسط نمودار؟
- آیا این یک عقب نشینی ساختاریافته است یا فقط یک سنبله خشن؟
- آیا به جای حدس زدن منتظر مدرک هستم؟
باز هم اگر جواب روشن نیست می گذرم.
این قانون "یک نه = بدون معامله" بیش از هر شاخص جدیدی به من کمک کرد.
آنچه من در واقع در مورد Capital Core فراتر از استراتژی یاد گرفتم
یک چیزی که آرزو می کنم بیشتر معامله گران بفهمند این است که یک استراتژی و یک کارگزار هرگز نباید جداگانه ارزیابی شوند.
اوایل یاد گرفتم
قبل از اینکه خیلی به ورودی های عالی اهمیت بدهم، باید تصمیم می گرفتم چگونه قبل از واریز هر چیزی قضاوت کنم که آیا Capital Core واقعاً ایمن است یا خیر. وقتی به اندازه کافی راحت بودم که آن را آزمایش کردم، تعادل را کوچک نگه داشتم و دنبال کردم رویکرد کوچک 10 دلاری Capital Core که اگر از صفر شروع می کردم از آن استفاده می کردمبه جای تامین مالی تهاجمی من همچنین مطمئن شدم که اولین فاز زنده من شامل می شود تست واقعی برداشت سرمایه اصلی من و مدت زمان پرداخت واقعاً طول کشید، زیرا من هرگز به یک کارگزار کاملاً اعتماد نمی کنم تا زمانی که واقعاً دستمزد دریافت کنم. و قبل از دست زدن به تبلیغات، من بررسی کردم چرا من هرگز اجازه ندادم که پاداش 40% سرمایه اصلی بر تصمیم اولین سپرده من تأثیر بگذارد. اگر هنوز در حال تصمیم گیری در مورد چگونگی ساختار تعادل اولیه خود هستید، دانستن آن نیز به شما کمک می کند نوع حساب Capital Core در واقع برای یک معامله گر کوچک منطقی استبه جای انتخاب اولین گزینه ای که می بینید.
کل این فرآیند باعث شد تجارت من بیشتر شود.
بسیار آسان است که روی ورودی ها وسواس داشته باشید و تصویر بزرگتر را نادیده بگیرید. اما اگر خود پلتفرم هنوز اعتماد شما را جلب نکرده است، یا اگر بیش از آنچه استراتژی شما توجیه می کند، سپرده گذاری می کنید، قبل از اینکه اولین معامله انجام شود فشار ایجاد می کنید.
این فشار رفتار را تغییر می دهد.
و رفتار نتایج را تغییر می دهد.
بزرگترین اشتباهاتی که با معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای انجام دادم
اگر صادقانه به گذشته نگاه کنم، تقریباً هر اشتباه کوتاه مدتی را که معامله گران جدید مرتکب می شوند، مرتکب شده ام.
انقضای 1 دقیقه ای در یک محدوده معامله کنید
این یکی از بدترین عادت هایی بود که داشتم.
محدودهها جذاب به نظر میرسند زیرا حرکتهای کوچک دائمی وجود دارد، اما مگر اینکه مرزها بسیار واضح باشند، معاملات 1 دقیقهای در یک محدوده اغلب فقط شکستهای جعلی، برگشتهای سریع و ناامیدی هستند.
دیر وارد شدن چون حرکتی "قوی به نظر می رسید"
اگر یک شمع از قبل تمدید شده باشد و من ناگهان احساس فوریت کنم، معمولاً دیر می کنم.
این احساس نیاز به گرفتن حرکت اغلب نشانه دقیق این است که حرکت قبلاً ورودی تمیز را ارائه کرده است و من آن را از دست دادم.
یک معامله 5 دقیقه ای اجباری کردم چون معامله 1 دقیقه ای را از دست دادم
این ظریف اما خطرناک است.
فقط به این دلیل که من یک ادامه تمیز 1 دقیقه ای را از دست دادمنهیعنی بازار به طور خودکار یک فرصت 5 دقیقه ای به من بدهکار است. گاهی اوقات منطق را گسترش میدادم و فقط برای اینکه درگیر بمانم، به مدت طولانیتری صحبت میکردم.
که تقریبا هرگز کمکی نکرد.
اولین لمس حمایت یا مقاومت بدون تایید
این cost من خیلی در اوایل.
اولین لمس می تواند نگه دارد. همچنین می تواند دقیقاً نقطه ای باشد که سطح شکسته می شود. انتظار برای رد شدن کیفیت 5 دقیقه من را بسیار بهبود بخشید.
معامله احساسی بعد از ضرر
معاملات کوتاه مدت می تواند به سرعت روانشناسی شما را به هم بزند.
یک ضرر ناامید کننده می تواند میل به "رفع" سریع را ایجاد کند. باید یاد میگرفتم که توقف کنم، بگذارم یک چرخه شمع کامل بگذرد، و قبل از اینکه معامله دیگری را در نظر بگیرم، ذهنی دوباره تنظیم کنم.
کدام انقضا واقعاً برای Capital Core بهتر است؟
اگر امروز کسی از من بپرسد که ۱ دقیقه بهتر است یا ۵ دقیقه، من خیلی مستقیم پاسخ میدهم:
5 دقیقه برای قوام بهتر است.
1 دقیقه فقط زمانی بهتر است که نمودار به طور غیرعادی تمیز باشد.
این نظر صادقانه من است.
من هنوز از هر دو استفاده می کنم، اما نه به یک اندازه.
اگر بعد از وقفه معامله میکنم، یک روال جدید را آزمایش میکنم یا از موجودی کوچکتری استفاده میکنم، بیشتر به سمت انقضای 5 دقیقهای متمایل میشوم زیرا:
- به قیمت فضای بیشتری می دهد
- این فشار را برای کامل بودن در زمان بندی کاهش می دهد
- تشخیص تنظیمات ضعیف را آسان تر می کند
- ورودهای دیرهنگام کمتر از 1 دقیقه را مجازات می کند
من فقط زمانی که:
- بازار به آرامی در حال حرکت است
- شمع ها تمیز هستند
- کشش ها کم عمق هستند
- روند واضح است
- ساختار به اندازه کافی قوی است که می توانم به طور واقع بینانه انتظار پیگیری فوری داشته باشم
این پاسخی بسیار صادقانه تر از خط معمول "اگر درست استفاده شود هر دو کار می کنند" است.
از نظر فنی، این درست است. در عمل، اکثر معامله گران اگر 5 دقیقه را به عنوان پیش فرض و 1 دقیقه را به عنوان یک ابزار انتخابی در نظر بگیرند، عملکرد بهتری خواهند داشت.
اگر مجبور بودم این استراتژی را در یک پاراگراف به یک مبتدی آموزش دهم
اگر بخواهم کارم را ساده کنمبهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ایبرای کسی که از امروز شروع می کند، این را می گویم:
استفاده کنیدانقضای 1 دقیقه ای فقط زمانی که قیمت از قبل روندی کاملاً تمیز داشته باشد، کمی عقب نشینی کند و سپس ادامه را با یک شمع قوی تأیید کند.. استفاده کنیدانقضای 5 دقیقه فقط زمانی که قیمت به سطح حمایت یا مقاومتی برسد که از قبل مهم است و به وضوح آن سطح را قبل از ورود رد می کند.. ریسک خیلی کمه شمع های نامرتب را نادیده بگیرید. هرگز مارتینگل. پس از سه باخت متوقف شوید. پس از هر جلسه اسکرین شات ها را مرور کنید.
این صادقانه ترین نسخه کوتاهی است که می توانم ارائه دهم.
ساده است، اما آسان نیست.
بخش سخت، یادگیری نکردن قوانین است.
وقتی بازار شروع به حرکت می کند و احساس می کنید ممکن است چیزی را از دست بدهید، قسمت سخت اطاعت از آنهاست.
نتایج من واقعاً از چه چیزی شروع به بهبود کرد
من می خواهم در اینجا بسیار مراقب باشم زیرا به ادعاهای جعلی نرخ برد اعتقادی ندارم.
من جلسات قوی داشته ام که تقریباً همه چیز مرتب شده است و ورودی ها تمیز به نظر می رسید. من همچنین جلساتی داشته ام که حتی معاملات منضبط شکست خورده اند زیرا بازار به سادگی برای انقضای کوتاه مدت رفتار خوبی نداشت.
چیزی که تغییر کرد این نبود که من ناگهان "همیشه درست" شدم.
آنچه تغییر کرد این بود:
- شناسایی معاملات بد من آسان تر شد
- جلسات بازنده من کوچکتر شد
- بیش از حد معامله من کاهش یافت
- نوشته های من تکرار شدنی بود
- اعتماد به نفس من از فرآیند به جای نتیجه شروع شد
این همان چیزی است که من فکر می کنم اکثر معامله گران واقعاً به آن نیاز دارند.
نرخ برد فانتزی نیست.
یک شاخص جادویی نیست.
یک خط کامل نیست.
آنها به فرآیندی نیاز دارند که برای زنده ماندن در روزهای بد به اندازه کافی واقع بینانه باشد.
این چیزی است که این استراتژی به من داد.

افکار نهایی: استراتژی هرگز کل داستان نبود
هر چه بیشتر در Capital Core معامله می کردم، بیشتر متوجه یک چیز ناراحت کننده می شدم:
من هرگز واقعاً شکست نمیخوردم زیرا فاقد استراتژی بودم.
من در حال باخت بودم زیرا مدام سعی می کردم یک استراتژی مناسب را در شرایط بد مجبور کنم.
این درس واقعی پشت سر من استبهترین استراتژی گزینه های باینری هسته سرمایه برای معاملات 1 دقیقه ای و 5 دقیقه ای.
استراتژی به خودی خود پیچیده نیست:
- 1 دقیقه = فقط ادامه
- 5 دقیقه = فقط رد
- شمع های نامرتب را کنار بگذارید
- ریسک را کوچک نگه دارید
- زمانی که نمودار واضح نیست متوقف شود
چیزی که زمان می برد، ایجاد نظم و انضباط برای به کارگیری آن قوانین بدون وارد شدن به سر و صدا بود.
اگر میخواهید این را در Capital Core امتحان کنید، توصیه من ساده است: خستهکننده باشید، کوچک بمانید و بگذارید پلتفرم خودش را قبل از افزایش اندازه ثابت کند. اگر می خواهید دقیقاً از این رویکرد پیروی کنید، می توانید حساب Capital Core خود را در اینجا باز کنیدو به جای هجوم به ذخایر بزرگتر، با یک مرحله آزمایش کنترل شده شروع کنید.
اینطوری دوباره این کار را انجام خواهم داد.
من اولین جلسه هیجان انگیز را تعقیب نمی کنم.
من سعی نمی کنم یک تعادل کوچک را در یک هفته به چیزی دراماتیک تبدیل کنم.
من یک شمع با ظاهر تمیز را با یک تنظیم با کیفیت بالا اشتباه نمیگیرم.
من دقیقاً همان کاری را انجام می دهم که در نهایت برای من شروع به کار کرد:
منتظر شرایط مناسب باشید.
انقضای مناسب را با ساختار مناسب مطابقت دهید.
به اندازه کافی کوچک ریسک کنید تا آرام بمانید.
و با هر معامله ای طوری رفتار کنید که انگار هنوز باید حق گرفتن را به دست آورد.
این نزدیک ترین چیزی است که من به یک برتری واقعی در Capital Core پیدا کرده ام.